کاربرد طراحی محصول با رویکرد استراتژیک برای ایجاد ارتباطات عمیق‌تر با مشتری (بخش دوم)

دیدگاه های متفاوت در رابطه با طراحی صنعتی و دیزاین

کاربرد طراحی محصول با رویکرد استراتژیک برای ایجاد ارتباطات عمیق‌تر با مشتری (بخش دوم)

کاربرد طراحی محصول با رویکرد استراتژیک برای ایجاد ارتباطات عمیق‌تر با مشتری (بخش دوم) 1600 653 ایکاس

کاربرد طراحی محصول با رویکرد استراتژیک برای ایجاد ارتباطات عمیق‌تر با مشتری (بخش دوم)

 

طراحی محصول شامل زیبایی، استایل، عملکرد، ارگونومی و گشتالت کلی عناصر ذکر شده می شود که می توانند یک محصول را خلق کند. طراحی صنعتی حرفه ای شامل عناصر ذکر شده می باشد. طراحی سایر عناصر پایه ای محصول مانند پردازنده ی مرکزی در یک کامپیوتر یا سیستم موتور در یک اتوموبیل، وظیفه و مسئولیت دیگر مهندسان است. اگرچه این کارکردها گاهی همپوشانی دارند اما شغل و حرفه ی آنها کاملا متفاوت است. بنابراین ما دیزاین یا طراحی صنعتی را به عنوان یک پروسه و دستاورد مشارکتی در نظر می گیریم.

در ایالات متحده امریکا، رویکرد مدرن طراحی و دیزاین در دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ پدیدار شده است. در آن زمان بسیاری از طراحان محصول، به عنوان مدل شناخته می شدند و حتی زینت بخش جلد مجلات محبوب و معروف بودند. طراحان امروزه باید در زمینه های مختلفی شامل دانش فیزیک، مهندسی، اقتصاد، زیبایی شناسی، مواد و متریال و پروسه های صنعتی، دانش های مختلف اجتماعی و هنر ارتباطات، کارآمد و دارای مهارت کافی باشند. تاثیرهای سه گانه که شامل طراحی صنعتی، مهندسی و بازاریابی هستند، معمولا آغاز گر پروسه های نوین توسعه ی محصول هستند.

طراحی وابسته به محرک یا طراحی حرکتی

طراحی حرکتی بر چگونگی تعامل فیزیکی کاربر و محصول، تاکید می کند. وجه جالب این استراتژی این است که هم تفاوت عملکردی و هم ارزش احساسی را افزایش  می دهد. برای مثال وسیله ای که با ارگونومی خوب طراحی شده باشد، هم می تواند کار خود را به خوبی انجام دهد و هم احساس راحتی و رضایتمندی را برای مشتری یا استفاده کننده به وجود آورد. چندین تاکتیک وجود دارد که یک شرکت برای اجرای این استراتژی می تواند به کار گیرد. ارگونومی احتمالا بهترین مفهوم قابل درک و فهمیدن این گروه تاکتیک ها است. ارگونومی ای که استفاده ی راحت از محصول را موجب می شود، توجه در حال افزایشی را در توسعه محصولات مصرفی دریافت کرده است.

محصولاتی مانند مبلمان اداری، کیبوردهای کامپیوتری و تشک ها توجه بیشتر و عمده ای را در زمینه ارگونومی در سال های اخیر دریافت کرده اند. شرکت هایی مانند هرمان میلر تولید کننده مبلمان، OXO تولید کننده ی لوازم آشپزخانه استراتژی های کلی خود را براساس توسعه محصولات جذاب و ارگونومیک بنا نهاده اند.

شرکت Wii از ارگونومی برتر برای ایجاد استراتژی طراحی وابسته به یک محرک یا حرکتی خود بهره برده است. برخلاف سایر کنترلرهای بازی های ویدئویی که باعث جراحات حرکتی مکرر در دست ها می شوند، ریموت Wii شامل طیف متفاوت و گسترده ای از حرکت ها می شود و فشار فیزیکی را کاهش می دهد. تفاوت عملکردی به صورت رقابتی در زمینه ی راحت تر بودن و قابل استفاده بودن محصول، حاصل می شود. اگرچه Wii ارزش احساسی هم برای کاربر ایجاد می کند و پاسخ هایی چون “این محصول عجیب است”، “این محصول جدید است” را دریافت می کند اما در ماموریت مهم خود موفق است: “این محصول برای بازی سرگرم کننده است”. جذابیت احساسی این محصول عالی است به طوری که گروه هدف خود را که به طور عمده جوانان بودند، به بازه ی افراد مسن و میانسالان گسترش داده است.

ویژگی های حرکتی یا وابسته به محرک ها در محصول می توانند به مشتری حس بیشتری از اطمینان، تسلط و کاهش تلاش برای استفاده از محصول را دهند که همگی با احساسات مثبت همراه هستند.

راحی بصری نزدیکترین عنصری است که برای اکثر بینندگان به عنوان طراحی و دیزاین معنا می شود. طراحی بصری با فرم و اشتیاق ارتباط ارزش با کاربر، بدون تعامل فیزیکی ایجاد می شود. طراحی بصری به طور عمده بر تولید ارزش احساسی تمرکز می کند. روش های بسیاری وجود دارند که می توانند برای اجرای استراتژی طراحی بصری به کار گرفته شوند که ما شماری از آن ها را در این مطلب بیان می کنیم. روحیه یا طرز فکر غالب یک عصر یا دوره، روح و روان، طبیعت و حال و هوای یک دوره ی خاص است که از سایر دوره ها مجزا است. روحیه یا طرز فکر غالب یک دوره، تاثیری قوی بر طراحی محصول می گذارد. برای مثال در دوره ی مصرفی اواسط 1980، ولخرجی عموم مردم، خود را در طراحی اتومبیل بی.ام.و نشان می دهد که نتیجه ی آن بالا رفتن قابل توجه فروش است. درصورتی که در اواسط دهه ی اخیر، جنگ، خطر تروریسم و اقتصاد بی ثبات حال و هوای جدی تری را به روحیه ی امریکا تحمیل کرده است که نتایج آن را می توان در Motor 5 محبوب مردم و Chrysler 300 مشاهده کرد. استعاره ها می توانند تعریف کننده های قدرتمند برند باشند. مانند آنچه که در اتومبیل جگوار شناخته می شود. شخصیت برند مفهومی است که در بازار به خوبی درک می شود و ویژگی های شخصیتی انسان را همراه با یک برند تعریف می کند. شخصیت محصول هم مشابه است اما بیشتر بر مفهوم و توصیف ادراک شخصیت تمرکز می کند که از عناصر طراحی سرچشمه می گیرند. مفهوم شخصیت در مرحله ی طراحی تزریق می شود تا عکس العمل ها را در بازار تحت تاثیر قرار دهد. طراحی و دیزاینی که به مفهوم شخصیت بیشتر پرداخته است، نمادین تر است و خود را بیشتر نشان می دهد. این موضوع با ارزش احساسی که ما در مدل خود ذکر کردیم گره خورده است. هدف خاص بودن در طراحی براساس ایده ی ساده ی متفاوت بودن در محیط رقابت و خوشایند بودن با توجه به انتظارات مشتری است. این مطالعه اهمیت طراحی برتر را در ایجاد تاثیر بصری و ارزش احساسی مشخص می کند. در واقع طراحی برتر شکل خالص تسلط احساسی است. زیرا تاکید غالب آن بر زیبایی، عناصر فرمی و به طور کلی حس استایل (سبک و شکل) است حتی اگر به قیمت کم رنگ کردن خصوصیات عملکردی منجر شود. برای مثال آبمیوه گیری جوسی سلیف شرکت الِسی یک تمثال یا آیکن طراحی یا دیزاین از اوایل 1990 است که به صورت "مرد و زن بودن"، "فریبکارانه"، "به طور نامناسب گران"، "هم معنی با زیاده روی و تظاهر در 1980" و "آبمیوه گیری نه چندان خوب" توصیف می شود. اما این فرم همچنان زینت جلد بسیاری از کتب طراحی است و به عنوان "فرقه ی کلاسیک" نام گذاری و شناخته می شود.

 

طراحی بصری

طراحی بصری نزدیکترین عنصری است که برای اکثر بینندگان به عنوان طراحی و دیزاین معنا می شود. طراحی بصری با فرم و اشتیاق ارتباط ارزش با کاربر، بدون تعامل فیزیکی ایجاد می شود. طراحی بصری به طور عمده بر تولید ارزش احساسی تمرکز می کند. روش های بسیاری وجود دارند که می توانند برای اجرای استراتژی طراحی بصری به کار گرفته شوند که ما شماری از آن ها را در این مطلب بیان می کنیم. روحیه یا طرز فکر غالب یک عصر یا دوره، روح و روان، طبیعت و حال و هوای یک دوره ی خاص است که از سایر دوره ها مجزا است. روحیه یا طرز فکر غالب یک دوره، تاثیری قوی بر طراحی محصول می گذارد. برای مثال در دوره ی مصرفی اواسط ۱۹۸۰، ولخرجی عموم مردم، خود را در طراحی اتومبیل بی.ام.و نشان می دهد که نتیجه ی آن بالا رفتن قابل توجه فروش است.

درصورتی که در اواسط دهه ی اخیر، جنگ، خطر تروریسم و اقتصاد بی ثبات حال و هوای جدی تری را به روحیه ی امریکا تحمیل کرده است که نتایج آن را می توان در Motor 5 محبوب مردم و Chrysler 300 مشاهده کرد. استعاره ها می توانند تعریف کننده های قدرتمند برند باشند. مانند آنچه که در اتومبیل جگوار شناخته می شود. شخصیت برند مفهومی است که در بازار به خوبی درک می شود و ویژگی های شخصیتی انسان را همراه با یک برند تعریف می کند. شخصیت محصول هم مشابه است اما بیشتر بر مفهوم و توصیف ادراک شخصیت تمرکز می کند که از عناصر طراحی سرچشمه می گیرند. مفهوم شخصیت در مرحله ی طراحی تزریق می شود تا عکس العمل ها را در بازار تحت تاثیر قرار دهد.

طراحی و دیزاینی که به مفهوم شخصیت بیشتر پرداخته است، نمادین تر است و خود را بیشتر نشان می دهد. این موضوع با ارزش احساسی که ما در مدل خود ذکر کردیم گره خورده است. هدف خاص بودن در طراحی براساس ایده ی ساده ی متفاوت بودن در محیط رقابت و خوشایند بودن با توجه به انتظارات مشتری است. این مطالعه اهمیت طراحی برتر را در ایجاد تاثیر بصری و ارزش احساسی مشخص می کند.

در واقع طراحی برتر شکل خالص تسلط احساسی است. زیرا تاکید غالب آن بر زیبایی، عناصر فرمی و به طور کلی حس استایل (سبک و شکل) است حتی اگر به قیمت کم رنگ کردن خصوصیات عملکردی منجر شود. برای مثال آبمیوه گیری جوسی سلیف شرکت الِسی یک تمثال یا آیکن طراحی یا دیزاین از اوایل ۱۹۹۰ است که به صورت “مرد و زن بودن”، “فریبکارانه”، “به طور نامناسب گران”، “هم معنی با زیاده روی و تظاهر در ۱۹۸۰” و “آبمیوه گیری نه چندان خوب” توصیف می شود. اما این فرم همچنان زینت جلد بسیاری از کتب طراحی است و به عنوان “فرقه ی کلاسیک” نام گذاری و شناخته می شود.

 

نتیجه

دیدگاه استراتژی طراحی که ما در این مقاله مطرح کردیم با تاکتیک های طراحی خاص در ارتباط است. این تاکتیک ها شامل استراتژی طراحی سودآور، استراتژی طراحی وابسته به محرک یا حرکتی و استراتژی طراحی بصری می شوند. این سه استراتژی بیان می کند که چگونه مدیران می توانند به طراحی به عنوان مفهومی معنادار و روشی سودمند اتکا کنند. هر چقدر عناصر طراحی تاثیرگذار بیشتری در یک محصول به کار برده شوند، نتایج مثبت بیشتر تراکنشی و ارتباطی حاصل می شود. به کمک این مدل ها می توان ساختاری را برای تفکر در رابطه با طراحی صنعتی از دیدگاه استراتژیک و مدیریتی پیشنهاد داد.

طراحی محصول به عنوان یک عامل قدرتمند ایجاد کننده ی تفاوت در بازار شناخته می شود. اگرچه تاکتیک هایی که در طراحی محصول استفاده می شوند، پیچیده هستند اما استراتژی های پایه و اهداف آن ها پیچیده نیست. این مقاله قالب کاری ای را برای فهم بهتر طراحی از نقطه نظر استراتژیک و استفاده از طراحی صنعتی و دیزاین برای ارتقای جایگاه شرکت های تولید کننده ای که از آن استفاده می کنند را در بازار پیشنهاد می دهد. این شرکت های تولید کننده می توانند در بازار در جایگاه غالب قرار بگیرند.

ترجمه و گردآوری : الناز رحیمیان

منبع